X
تبلیغات
رایتل

با عشق در سایه سار بهشت

بنام تک نوازنده آهنگ عشق

((پایان یک عشق))

چون زمان شادکامی ها رسید

می روید ای دردها از یاد من

دیگر از هجران چشمانی سیاه

گوش شبها نشنود فریاد من

بحر شدآرام و طوفانها نشست

برلبم لبخند شادی نقش بست

وه چه شبهایی که با یاد مهی

گفتگو با ماه و پروین داشتم

نیمه شبها در دل مهتابها

چشم پر اشکی به بالین داشتم

شاهد بیداری ام مهتاب بود

چشم من تا صبح دور از خواب بود

با زبان حال می گفتم به ماه

از چه رو در کار آزار منی؟

پیش چشم وهم من در نیمه شب

بوسه زن بر چهره ی یار منی

دیگرم در جان غمگین تاب نیست

داد هجران جای خود را بر وصال

با وصالم سینه ای پر سوز نیست

چون زمان نامرادیها گذشت

در سر من عشق شعرآموز نیست

رفت ایامی که از بیم و امید

طفل اشکم بر رخ من می دوید

سینه و چشم  و دلم از یاد برد

ناله ها و اشکها و آه ها

در شب هجران نگریم تا سحر

هفته ها و سال ها و ماه ها

دفتر بیتابی ام را باد برد

یاد بود هجر تو را از یاد برد

خوش دلم از سوز جان فرسای تب

نیمه ی شبها نمی سوزد تنم

بر در دل تا بگویم کیست؟ کیست؟

یک جهان مهنت نمی گوید:منم!

چون وصال آمد غمش از دل گریخت

آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

حال گر کوبد در دل را غمی

گویمش:جز عشق در این خانه نیست

جای دیگر خیمه خود را بکوب

خانه است این کلبه ویرانه نیست

دور شو ای غول وحشی ،دور شو!

من به امید رسیدم کور شو

دیگر ایام فراق یار را،

با وصالش پشت سر بگذاشتم

دیده بیدارو بانگ ناله را

بهر مرغان سحر بگذاشتم

رشته دلها بهم پیوسته شد

دفتر ایام هجران بسته شد.

                                                     ((مهدی سهیلی))

امیدوارم که به دردتون بخوره.

یا ضامن آهو