الماس ها کجایند؟

چشم فروبسته اگر واکنی
در تو بود، هر چه تمنا کنی
داستانی عبرت آموز در مورد زندگی یک زارع پیر آفریقایی وجود دارد که به موفقیت زیادی دست یافت، ولی یک روز از شنیدن داستان کسانی که به آفریقا می روند به هیجان می آید.

او مزرعه خود را می فروشد و تصمیم می گیرد به آفریقا برود، معدن الماس کشف کند و به ثروتی افسانه ای دست یابد.
او قاره آفریقا را در مدت ۱۲ سال زیر پا می گذارد و عاقبت در نتیجه بی پولی، تنهایی، بیماری و خستگی زیاد و ناامیدی، خود را به درون اقیانوس پرتاب می کند و غرق می شود. از طرف دیگر، زارع جدیدی که مزرعه او را خریده است، هنگامی که به اسب خود، در رودخانه ای که از وسط مزرعه اش می گذرد آب می دهد، تکه سنگی پیدا می کند که نور درخشانی از خود ساطع می کند.
معلوم می شود که آن سنگ الماسی است که قیمتی بر آن متصور نیست. کسی که الماس را شناخت از کشاورز درخواست می کند که او را به مزرعه اش ببرد و محل را به او نشان دهد. کشاورز وی را به محلی که اسب را آب داده بود، می برد. آنها در آنجا قطعه سنگ های بسیاری از همان نوع پیدا می کنند و بعدا متوجه می شوند که سرتاسر مزرعه پوشیده از فرسنگ ها معدن الماس است.
زارع پیرپیشین، بدون آنکه حتی زیر پای خود را نگاه کند برای کشف الماس به جای دیگری رفته بود.هر آن چه آرزوی رسیدن به آن را داریم و تحقق همه امیدهای ما در دستر س ما قرار دارند.
بنابراین، وقتی هدفی را برای خود تعیین می کنید فکر نکنید برای عملی ساختن آن باید سراسر کشور را زیر پا بگذارید، شغل خود را عوض کنید یا برای دریافت درجه لیسانس چهار سال به دانشگاه بروید.
ببینید دقیقا کجا هستید و از همان جا کار خود را آغاز کنید در بیشتر موارد میدان الماس های خود را در همان جا خواهید یافت.

نویسنده : رهی معیری

موهبت الهی

 

 

روزی مردی خواب دید که مرده و پس از گذشتن از پلی به دروازه بهشت رسیده است. دربان بهشت به مرد گفت: برای ورود به بهشت باید صد امتیاز داشته باشید، کارهای خوبی را که در دنیا انجام داده اید، بگوئید تا من به شما امتیاز بدهم.

مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، ۵۰ سال با او به مهربانی رفتار کردم و هرگز به او خیانت نکردم.

فرشته گفت: این سه امتیاز.

مرد اضافه کرد:....
من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتی دیگران را هم به راه راست هدایت می کردم.

فرشته گفت: این هم یک امتیاز.

مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه ای ساختم و کودکان بی خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم.

فرشته گفت: این هم دو امتیاز.

مرد در حالی که گریه می کرد گفت: با این وضع من هرگز نمی توانم داخل بهشت شوم مگر اینکه خداوند لطفش را شامل حال من کند.

فرشته لبخندی زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهی است و اکنون این لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برایتان صادر شد !!

هیچوقت برای آسمانی شدن دیر نیست

سلام به تمامه عزیزان.آب خانومی بازم اومده.اصتلاحا میگن اومدم بترکونم.دو تا آپ توپ کردم امیدوارم خوشتون بیاد.راستی نانا ی عالمه دوست دارررررررررم.

 

 

برای یافتن آن‌چه که همیشه آرزومند آن هستی، هیچ‌وقت دیر نیست.
اما نخست باید خود را دریابی و بشناسی و طلب از خود را جایگزین درخواست از بیگانه کنی.

لحظه‌ای آرام بگیر و دریاب که در زندگی به راستی به‌دنبال چه هستی و چه چیز تو را به‌سوی هدف نهائی‌ات هدایت می‌کند.
از خود بپرس در این سفر باید با چه کسانی همراه باشم؟ توشه راه من چه می‌تواند باشد؟ آیا می‌توانم همسفرانم را خودم انتخاب کنم؟ آیا باید مبارزه کنم؟ آیا می‌توانم بدون فشار و اسارتی راهم را ادامه دهم؟
و...
همهٔ سؤالاتی را که از درون خود می‌کنی، صادقانه پاسخ بده و آن‌ها را بر روی یک برگه سپید بنویس.
بنویس که دوست داری رشد کنی یا فقط مایلی زنده باشی.
خود را صدا کن، از درون با خود بی‌پروا و شفاف سخن بگو، و سپس آرام بگیر، تا ببینی که جهت نگاه تو اشتباه بوده است.
همیشه به بیرون نگریستی و به‌دنبال مقصری جزء خود گشتن؛ مهم‌ترین بینشی است که تو باید آن‌را باور کنی.
تو بازتاب هر فکر و احساسی را که نسبت به پیرامون خود داری، در زندگی خود مشاهده خواهی کرد.
قانون بازگشت الهی در همه احوال در اطراف تو وجود دارد؛ مطمئن باش اگر نگاه خود را عوض نکنی، این قانون با متخلفان معنویت برخوردی جدی خواهد کرد.
پس خودت را بشناس و بینش خود را در زندگی روزانه‌ات که پر از حرص، خشم، حسادت، کینه، قضاوت نابجا، ستم و نامهربانی است تغییر بده.
وقتی بدانی که هستی و چه می‌خواهی و با عوض کردن راه خود؛ در مسیر زندگی با انرژی جدیدی مواجه خواهی شد و این همان چیزی است که تو سالیان سال به‌دنبال آن بوده‌ای و برای به‌دست آوردنش به هر دری کوبیده‌ای.
این موهبتی است که واقعیت دارد و هر یک از ما می‌توانیم با توکل کامل به خدا راهی را که گم کرده بودیم، بازشناسیم و با آرامش و سرور حمایت و هدایت خدا را تجربه کنیم.
سعی کن هر روز بیش از روز پیش با خرد لایتنهاهی ارتباط برقرار کنی و کیفیت والای این تجربه را دریابی و مطمئن باش که درس‌های زندگی اتفاقی نیست، بلکه هر رویداری به سبب این پیش آمده که تو چیزی را بیاموزی؛ پس با تکیه بر مهر و بخشش خدا زندگی خود را سرشار از رویدادهای الهی کن.
عشق را احساس کن و خواهان راهنمائی الهی باش و با احساس حضور خدا در همه امور زندگی‌ات، ترس‌ها و نگرانی‌ها را در حال رفتن، و خیر و برکت را در حال پدیدار شدن در زندگی‌ات ببین.
دست از جنگیدن بردار، از دیگران تقلید نکن، داوری را به خدا بسپار و متوجه باش که قانون الهی در همه احوال از تو و منافعت حمایت خواهد کرد؛ بنابراین آزاد و رها با احساس به این که خرد الهی راه‌ها و چاره‌های حکیمانه‌اش را در یاری به تو همراه خواهد کرد، آن‌چه را که آرزومندی بیافرین و خود را غرق در سعادت و آگاهی معنوی ببین.
اکنون زمان آن فرا رسیده که بدانی برای یافتن آن‌چه که همیشه آرزومند آن بوده‌ای، هیچ‌وقت دیر نیست.